محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
24
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
حسن سلوك ، صيت شهرتش در ايران و آسياى كوچك شيوع يافت . اينكه مورّخين دولت صفويه ، بخصوص صاحب روضة الصفويه « 1 » مىگويند كه سلطان محمد خدابنده در سال هفتصد و نه [ 709 ] به ارشاد شيخ جمال الدين المطهر الحلى و شيخ صفى الدين مذهب شيعى را پيروى كرد ، « 2 » قول آنها مخالف آراى جمهور مورّخين است . زيرا اين واضح است كه سلطان محمد خدابنده بنا به تشويق سيد تاج الدين آوجى و سعد الدين قزوينى و شيخ جمال الدين مطهر حلّى در سال هفتصد و هفت ، نه هفتصد و نه ، مذهب شيعه را قبول كرد ؛ امّا بعد از آنكه سيد تاج الدين را كشت ، عدول نمود ، « 3 » و در هيچ يك از تواريخ راجعه به زمان ايلخانيان به نظر نرسيده كه شيخ صفى الدين هم در اين وقعه مشاركتى داشته باشد . كاتب چلبى در كتاب جهان نما « 4 » در فقرهء سلطانيه ، فقره راجع به شيخ صفى الدين مىنويسد كه الجايتو « 5 » سلطان كه بناى عمارت قبر خود را در سلطانيه به انجام رسانيد ، علما و مشايخ و اعيان و اشراف مملكت خود را در سلطانيه جمع كرده ، شيلانى « 6 » داد . شيخ صفىّ الدين اسحاق اردبيلى و شيخ علاء الدوله سمنانى در آن مجلس حضور داشتند . علاء الدوله ميل به طعام نمودند ، اما صفى الدين نخورد . پادشاه رو به صفى الدين كرده فرمودند كه شكى در بزرگى هر يك از دو وجود مقدس شما نيست . از چه بود كه ايشان ميل به غذاى ما كردند ، شما انگشت خود را آلوده به غذا نفرموديد ؟ شيخ صفى الدين در جواب گفتند كه ، چون علاء الدوله درياست ، هر دريا را به اين آلودگى باكى نيست ! از آن طرف علاء الدوله به جواب آمده گفت
--> ( 1 ) . كتابى به نام روضة الصفوية از ميرزا بيگ حسن بن حسينى جنابذى ، ( به كوشش مجد طباطبائى ، تهران ، بنياد موقوفات افشار ، 1378 ) چاپ شده و مؤلف نيز با توجه به آنچه دربارهء مآخذش گفته ، آن را از همان مؤلف مىشناخته است ؛ اما با توجه به موارد عديدهاى كه از آن نقل كرده ، كتاب « احسن التواريخ » روملو را « روضة الصفويه » تصور كرده است . با اين حال ، مطلبى كه در اينجا نقل شده ، در احسن التواريخ نيز نيامده است ( مقايسه كنيد با احسن التواريخ ، ص 86 تنها موردى كه نام علامهء حلى در اين مجلد كتاب آمده است و آگاهيم كه مجلد پيشين آن مشتمل بر تاريخ دو سه قرن پيش از صفوى است . ) و شگفت آن كه مطلب ياد شده در اينجا ، در « روضة الصفويه » آمده است . با اين حال ، اين نبايد ما در بارهء اشتباه مؤلف دربارهء احسن التواريخ كه موارد متعددى عين عبارات آن را نقل كرده و با اين حال ، در متن از آن با عنوان روضة الصفويه ياد كرده ، مردد سازد . ( 2 ) . روضة الصفويه ، ص 64 ( 3 ) . دربارهء تشيع خدابنده ، ما به تفصيل در مجلد دوم تاريخ تشيع در ايران سخن گفتهايم . از جمله در آنجا رسالهاى از خدابنده چاپ شده كه خود علت تشيع خويش را بيان كرده است . به نظر مىرسد همانطور كه مؤلف متن بالا به حق نقش شيخ صفى را انكار مىكند ، بايد اين خبر عدول را نيز انكار كرد . آنچه محتمل است اين كه خدابنده به خاطر مخالفتهاى عمومى ، ديگر اصرار نخست خود را بر رواج تشيع نداشت . ( 4 ) . اين كتاب توسط نشر ميراث مكتوب در حال نشر است بايد مراجعه شود . ( 5 ) . در ملى : در فقرهء سلطانيه مىنگارد كه الجايتو . ( 6 ) . سفرهء طعام براى بزرگان .